عرفات، سرزمین و صحرای وسیعی است به مساحت 18 کیلومتر مربع، که در شرق مکه کمی متمایل به جنوب و در 21 کیلومتری مسجدالحرام، در میان راه طائف و مکه قرار گرفته است.
در این سرزمین، حاجیان در سفر حج بیت الله، روز نهم ماه ذی الحجه توقف می کنند! و به این حضور «وقوف» می گویند. و از ارکان و واجبات حج تمتع است!
صحرای عرفات از شمال به رشته کوهی به همین نام محدود است!
در شمال شرقی این سرزمین، کوهی است به نام عرفه و معروف به جبل الرحمة!

این کوه، جدای از کوههایی است که منطقه را در حصار خود گرفته است. روایت است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله، خطبه حجةالوداع را بر فراز این کوه، ایراد کرد!
در سمت غربی این صحرا، مسجد بزرگی است به نام "نمره". این مسجد را بنام مسجد ابراهیم و مسجد عرفه نیز میخوانند! زیرا این سرزمین، محل عبادت حضرت ابراهیم و دیگر انبیا بوده است.

احکام فقهی عرفات:
1- عرفات از مواقف حج است و اولین موقفی است که حاجیان در آن توقف می کنند، به بیان دیگر، اعمال حج تمتع (واجب) از عرفات شروع شده و وقوف در عرفات، ابتدای حج می باشد و اعمال قبل از آن، در واقع، مقدمه بوده لذا این "وقوف" اصل عمل است، پس اگر از کسی فوت شود، حج او باطل است!
2- در حج تمتع، حاجیان بعد از احرام باید به عرفات رفته و واجب است که فاصله ظهر روز نهم ذی الحجه تا مغرب همان روز آنجا بمانند.
3- مستحب است حاجی در عرفات به ذکر و عبادت و دعا مشغول باشد.
4- نیز مستحب است که حاجی، در زمان وقوف در عرفات، مقارن ظهر غسل کند، سمت چپ کوه در زمین هموار توقف کند، چادر خود را در "نمره" برپا کند، به درگاه خدا توبه و استغفار کند، دعای عرفه را بخواند، اگر بتواند این دعا را ایستاده بخواند.
5- بعد از مغرب روز نهم، حاجی باید از سرزمین عرفات حرکت کند و به سرزمین "مشعر" برود.

وجه تسمیه عرفات:
1- حضرت آدم و حوا، بعد از هبوط از بهشت و بعد از دوره طولانی فراق، در این محل یکدیگر را یافتند و شناختند!
2- این نام مربوط به زمانی است که جبرئیل، مراسم حج را به حضرت آدم علیه السلام تعلیم داد و در پایان به او گفت: آیا شناخت و معرفت پیدا کردی؟
3- حضرت ابرایهم خلیل الله، با دیدن خواب برای ذبح فرزندش، در این سرزمین به وظیفه خود شناخت پیدا کرد.
4- این سرزمین محل اعتراف حضرت آدم به خطای خویش بود!

رویهمرفته، عرفات با معنای "شناسایی" و "معرفت" ارتباط دارد و در بعضی از مشتقات به معنی صبر، شکیبایی، دانایی و هر چیز بلندمرتبه، مانند تپه یا کوه، اشاره شده است.
لغت عرفان نیز از همین ماده است که در اصطلاح حکما و صوفیه، معرفت قلبی است که از طریق کشف و شهود، حاصل می شود و کسی را که واجد مقام عرفان است، عارف گویند!